ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
73
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) فرستاد و ايشان با او در سرانجام خود مشورت كردند و او با دست اشاره نمود كه آنان را خواهند كشت و سپس پشيمان شده انا للّه و انّا اليه راجعون گفت و خود را سرزنش نمود كه به خدا و رسولش خيانت كرده است . از همان جا بازگرديد و خود را با ريسمان به ستونى در مسجد بست و به حضور پيامبر ( ص ) نيامد تا خداوند توبهاش را پذيرفت . بنى قريظه هم حكم رسول خدا ( ص ) را گردن نهادند . پيامبر ( ص ) محمد بن مسلمة را بر آنان گمارد . آن گاه آنان را كتف بسته در گوشهيى نگاه داشتند ، زنان و بچهها را نيز در گوشهاى ديگر جمع كردند و عبد اللّه بن سلام را بر آنان گماشتند . كالاها و اثاث و لباس و اسلحهيى هم كه در حصنها بود گرد آوردند - يك هزار و پانصد شمشير بود و سيصد زره و دو هزار نيزه و هزار و پانصد سپر و چند سپر چرمى . مقدارى شراب و خمهاى مى نيز بود كه همه را دور ريختند و در خمس هم منظور نشد . و شتران نر آبكش هم به دست آورده ، چهارپايان فراوانى به غنيمت گرفتند . گويد ، اوسيان با رسول خدا ( ص ) سخن گفتند كه بنى قريظه را كه همپيمان ايشان بودند بديشان ببخشد و پيامبر ( ص ) حكم ايشان را به سعد بن معاذ ( مهتر اوسيان ) تفويض فرمود و سعد حكم بر قتل مردان بالغ و اسارت زنان و فرزندان و تقسيم اموال آنان داد . پيامبر ( ص ) به سعد بن معاذ فرمود : به حكم خدا حكم كردى كه از فراز آسمانهاى هفتگانه چنين حكم فرموده است . پيامبر ( ص ) روز پنجشنبه هفتم ذى حجه به مدينه بازگرديد و امر كرد مردان و ديگران اسيران بنى قريظه را به مدين آوردند و براى آنان گودالى در بازار كندند و پيامبر ( ص ) با اصحاب خود در بازار نشست . و مردان بنى قريظه را گروه گروه مىآوردند و گردن مىزدند و شمار ايشان ششصد تا هفتصد تن بود . پيامبر ( ص ) ريحانه دختر عمرو را براى خود برگزيد و دستور داد غنايم و اسيران را گرد آوردند و خمس آنها را كنار نهادند و از كالاها برخى به مزايده فروخته شد و بين مسلمانان تقسيم گرديد . مجموع سهام سه هزار و هفتاد و دو سهم بود و براى هر اسب دو سهم و براى صاحب آن يك سهم نهاده بودند . خمس غنايم در اختيار محمية بن جزء زبيدى قرار گرفت و رسول خدا ( ص ) از درآمد خمس گروهى از بردگان را خريده آزاد كرد و از همان محل به مستمندان كمك مىكرد و برخى را براى
--> [ ] ج 5 ، ص 284 . - م .